مدیر کل یونسکو در پیامی به مناسبت روز جهانی  سواد آموزی 8 سپتامبر 2013 برابر با  17 شهریور ماه جاری اعلام نمود امروز 84 درصد جمعیت جهان  قادر به خواندن و نوشتن هستند، این  درحالی است که در سال 1990 تنها 76درصد جمعیت جهان می توانستند بخوانند و بنویسند.

متن کامل پیام خانم ایرینا بوکووا  به شرح زیراست:

  سواد آموزی حق اولیه و نیروی محرکه توسعه انسانی است و مسیر  دستیابی به خودکفایی، مهارت اندوزی، بیان فرهنگی و مشارکت همه جانبه اجتماعی  را هموارمی کند. در دو دهه گذشته بی سوادی به لطف تلاش های جامعه جهانی که در راستای آرمان های توسعه هزاره انجام گرفته، کاهش یافته است. امروز 84درصد جمعیت جهان  قادر به خواندن و نوشتن هستند، این  درحالی است که در سال 1990 تنها 76درصد جمعیت جهان می توانستند بخوانند و بنویسند. ظرف 20 سال، جمعیت بی سواد جهان بیش از 100 میلیون نفر تقلیل پیدا کرده است. اما هنوز راه درازی در پیش است. در پس این ارقام،  نابرابری جدی وجود دارد. دو سوم  774  میلیون نفر جمعیت بی سواد بزرگسال  جهان را زنان تشکلیل میدهند. اغلب کودکان و جوانانی  که به مدرسه نمی روند، دختران هستند. تعداد 57 میلیون بچه در سطح ابتدایی و 68 میلیون در سطح متوسطه شانس ورود به مدرسه را ندارند. بچه هایی که شانس ورود به مدارس را دارند، الزاماٌ" پس ازپایان دوره مربوطه قادر به خواندن و نوشتن نیستند. حتی در کشورهایی که از نظر اقتصادی توسعه یافته هستند، سهم جمعیتی که قادر به خواندن و نوشتن نیستند بسیار زیاد است. این یک مانع مهم در سر راه  رضایت فردی، توسعه اجتماعی و درک متقابل بین افراد است. این شرایط ،  با ورود  فناوری های جدید و دانش جوامع مدرن، ضرورت  داشتن توانایی خواندن و نوشتن را بیش از پیش افزایش داده و شرایط را مشکل تر می نماید.

 سوادآموزی کلید بدست آوردن دانش، مهارت برقراری ارتباط با دیگران ، تخصص و توانایی زندگی با دیگران در جامعه  و بطور کلی همه مهارت های بنیادیی است که برای زندگی در یک جامعه امروزی لازم است. در قرن بیست و یکم،  بیش از هرزمانی در  تاریخ، داشتن سواد زیربنای صلح و توسعه است.

گرچه در دنیای امروز معیارهای با سوادی دگرگون شده است و فردی برای آن که با سواد تلقی شود لاجرم باید مهارتهای دیگری مانند کار با رایانه و آشنایی با یک زبان خارجی را در چنته داشته باشد اما هنوز با معیارهای قدیمی با سواد بودن یعنی خواند و نوشتن بیش از 780 میلیون نفر در سطح جهان بی سوادند. در ایران نیز طبق آمار حدود 15 در صد جمعیت ما بی سوادند. دو سوم از این تعداد بی سواد را زنان تشکیل می دهند که از فرصتهای نابرابر اقتصادی و اجتماعی در این جوامع رنج می برند.  

          جدول زیر نشاندهنده وضعیت بی سوادی بین مردان و زنان در برخی از جوامع است.

 

ردیف

کشور

در صد با سوادی کل

باسوادی مردان

باسوادی زنان

1

جهان

84.1

88.6

79.7

2

چین

95.1

97.5

92.6

3

ایران

85

89.3

80.7

4

هند

74.4

82.1

65.5

5

پاکستان

55

67

42

6

بنگلادش

57.7

62

53.4

7

مصر

73.9

81.7

65.8

8

جمهوری کنگو

66.8

76.9

57

9

افغانستان

28.1

42.1

12.8

   ایشان ضمن تاکید بر اهیمت سواد آموزی به مناسبت روز جهانی سواد آموزی (17 شهریورماه)  متذکر شدند که نامگذاری روز  جهانی سواد آموزی این فرصت را برای ما فراهم می کند تا این حقیقت ساده (بقیه نوشتار در ادامه مطلب)



برچسب‌ها: سوادمدرن , بی سوادی , روز جهانی سواد آموزی
ادامه مطلب

تاريخ : | 12:51 PM | نویسنده : داود مرادی |

یادمان دکتر غلامحسین صدیقی، پدر آموزش علوم اجتماعی ایران از سوی انجمن جامعه شناسی ایران برگزار شد. در این برنامه که با مشارکت، انجمن علمی جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبایی، خانه اندیشمندان علوم انسانی، انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، انجمن جمعیت شناسی ایران، انجمن انسان شناسی ایران و موسسه قلمرو دانش، برگزار شد، استادان حاضر، پژوهشگران و دانشجویان علوم اجتماعی، با انتشار بیانیه پیشنهاد دادند، روز 12آذر، مصادف با روز تولد استاد مرحوم غلامحسین صدیقی به عنوان روز علوم اجتماعی در کشور ثبت شود. در همین رابطه، محمد امین قانعی راد، رییس هیات مدیره انجمن جامعه شناسی، با اشاره به اهداف نامگذاری این روزمی گوید: بحثی که مطرح شد این بود که ما هم اکنون دچار چندپارگی رشته های علوم اجتماعی هستیم، برای مثال ما در رشته جامعه شناسی به قدری شاهد تخصصی شدن دروس هستیم که کسی که در حوزه جامعه شناسی شهری کار می کند با دیگران در حوزه های دیگر ارتباط علمی ای ندارد.

از سوی دیگر این مساله ظرفیت های معرفتی برای شناخت وضعیت اجتماعی و ارایه راهبرد برای حل آنها را کاهش داده است. او می افزاید: پیشنهادی که درباره این روز مطرح شد این است که ما بتوانیم با برگزاری یک روز مشخص به عنوان روز علوم اجتماعی، تخصص های مختلف در علوم اجتماعی را گرد هم بیاوریم و تعامل و اجتماع علمی را برقرار کنیم. عضو هیات علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور با اشاره به مزیت های تعیین روز علوم اجتماعی برای استادان، پژوهشگران و دانشجویان علوم اجتماعی می گوید: این مساله هم می تواند به رشد تخصص ها کمک کند و می تواند تحرک و پویایی علمی بیشتری ایجاد کند و باعث ایجاد زمینه برای نقد تخصص ها می شود. او می افزاید: این پیشنهاد را می توان در سطح رسمی مطرح کرد، اما از یک طرف خود انجمن های علمی می توانند درباره این روز حساس باشند و گرد هم بیایند، اما نکته مهم این است که این پیشنهاد یک پیشنهاد اولیه است و قطعا می تواند قدم های بعدی را طی کند. محمدامین قانعی راد، رییس هیات مدیره انجمن جامعه شناسی با اشاره به اینکه ضعف اجتماع علمی در علوم اجتماعی در ایران دیده می شود، می گوید: الان یکی از بحث های ما این است که در حوزه جامعه شناسی استاندارد های عملمان مشخص نیست، کد های اخلاقی و پارادایم نظری که بتواند درباره جامعه ایران صحبت کند مشخص نیست، ایراد ها و آسیب هایی که در این باره صورت گرفته به ما نشان می دهد که این مساله به ضعف اجتماع علوم اجتماعی در کشور برمی گردد. 

بر این اساس هدف اصلی ما تقویت اجتماع علمی جامعه شناسی در کشور است. او درباره دلایل ضعف اجتماع علمی در علوم اجتماعی ایران می گوید: یکی از دلایلی که باعث این اتفاق شده، شکافی است که میان نسل بنیانگذار این علم در ایران با نسل دوم و نسل های جوان تر ایجاد شده، که در رشته های دیگر مثل علوم پزشکی، فنی، مهندسی و علوم پایه این شکاف نسلی دیده نمی شود.

عضو هیات علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور در ادامه تاکید می کند: ما در علوم اجتماعی شاهد منقطع شدن زنجیره استاد و شاگرد بودیم و این زنجیره می توانست به تشکیل اجتماع علمی در علوم اجتماعی کمک کند و از طرف دیگر ما انجمن های علمی در این رشته نداشتیم که خوشبختانه انجمن جامعه شناسی تشکیل شد و طی این 20 سال کمک شایانی به اجتماع علمی در کشور کرد و در مجموع کارهای زیاد دیگری نیز باید انجام داد و باید نسل های مختلف علوم اجتماعی را به هم مرتبط کرد. هم اکنون ما پنج نسل مختلف در علوم اجتماعی داشتیم و حالا باید کاری کنیم که این پنج نسل در کنار هم بتوانند زنجیره استاد و شاگردی را برای تقویت اجتماع علمی در جامعه شناسی فراهم کنند.

پیشنهاد انجمن جامعه شناسی برای ثبت روز 12 آذر همزمان با روز تولد استاد مرحوم غلامحسین صدیقی قرار است طی جلسه ای با حضور انجمن های علمی مختلف در حوزه علوم اجتماعی در آینده ای نزدیک تصویب شود. دکتر غلامحسین صدیقی نوری استاد دانشگاه تهران و وزیر پست، تلگراف و تلفن (در دولت اول) و وزیر کشور (در دولت دوم) محمد مصدق بود. دکتر صدیقی از آورندگان دانش جامعه شناسی به ایران و از موسسان موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی (وابسته به دانشگاه تهران) بود. وی همچنین سال ها عضو هیات امنای بنیاد فرهنگ ایران بود. مهم ترین خدمت علمی و فرهنگی دکتر صدیقی تاسیس موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی در دانشگاه تهران در ۱۳۲۷ بود که در ۱۳۵۱ به دانشکده علوم اجتماعی تبدیل شد. دکتر صدیقی پس از آزادی از زندان به پیشنهاد و حمایت منوچهر اقبال رییس دانشگاه تهران و حمایت و اصرار احسان نراقی مسوولیت تاسیس موسسه مطالعات اجتماعی را پذیرفت. او از بنیانگذاران کنگره هزاره ابوعلی سینا بود و هنگامی که کنگره در اردیبهشت ۱۳۳۳ در همدان تشکیل شد در زندان لشکر ۲ زرهی تهران به سر می برد. غلامحسین صدیقی در سال ۱۳۵۲ بازنشسته شد. ولی با عنوان استاد ممتاز تا ۱۳۵۸ همچنان به تدریس در دانشکده علوم اجتماعی ادامه می داد. وی را پدر علم جامعه شناسی در ایران دانسته اند.

 

منبع روزنامه شرق



برچسب‌ها: روز علوم اجتماعی , غلامحسین صدیقی , 12 آذر

تاريخ : | 9:34 AM | نویسنده : داود مرادی |

در سال 1969، فلیپ زیمباردو(Phlilip Zimbardo)، استاد دانشگاه استنفورد، تجربه­ای در حوزه روان­شناسی اجتماعی، به آزمایش گذاشت. او یک خودرو بدون پلاک با کاپوت باز را در یک خیابان پرت در برونکس نیویورک (Bronx, New York) رها کرد و خودروی دیگر را درست با همان وضعـــــیت در پالوآلتو یکی از محلات ثروتمند کالیفرنیا (Palo Alto, California) قرارداد. ماشینی که در برونکس بود، ظرف زمان کمتر از ده دقیقه مورد حمله قرار گرفت، وضعیت رها شده و پرت آن خیابان موجب غارت سریع ماشین شد. اما ماشینی که در پالو آلتو رها شده بود، بیش از یک هفته دست نخورده باقی ماند.

 در قدم بعدی زیمباردو آزمایش خود را جلوتر برد، به طـــــوری­که یکـــــــــــی از شیشه­های خودرو را در پالوآلتو شکست. تقریبا در زمان کوتاهی و طی چند ساعت، عابرین شروع به برداشتن اشیا و چیزهای داخل خودرو کردند به طوریکه این­بار کاملا تمام قطعات و وسایل ماشین برداشته شد. آنچه جالب بود، در هردو مورد درصد بالایی از غارتگران افراد خطرناکی نبودند.

این آزمایش ،دو استاد جرم شناس دانشگاه هاروارد، جورج کلینگ (George Kelling) و جیمــــــــــــــــز ویلســـن (James Wilson) را به طــــــرح و توسعه نظریه پنجره­های شکسته  (Broken Windows) در سال 1982 رهنمون شد. این نظریه به صورت مقاله­ای در نشریه آتلانتیک مانتلی توسط این دو منتشر گردید. آن­ها اعتقاد داشتند که غافل ماندن از جرایم خرد، زمینه را برای وقوع جرایم بزرگ­تر فراهم می­کند؛ یک پنجره شکسته و مرمت نشده، دال بر این است که کسی به آن اهمیت نمی­دهد و بنابراین شکستن پنجره­های بیشتر نیز هزینه­ای را به کسی تحمیل نخواهد کرد:  "اگر یک پنجره شکسته بدون تعمیر رها شود، مردم به این نتیجه می­رسند که برای هیچ کسی اهمیتی ندارد و کسی مراقب آن­جا نیست. سپس اگر پنجره­های بیشتری شکسته شوند آن­گاه فقدان کنترل و ناامنی از ساختمان به خیابان­ سرایت می­کند و به هر عابری این پیغام فرستاده می­شود که آن­جا بی­صاحب است."

 به طور خلاصه نظریه پنجره­های شکسته عنوان می­کند، بی­توجهی به اخلال در نظم عمومی و اعمال تخریبی چون نوشتن و کشیدن اشکال روی دیوارها، ریختن زباله، تخریب اموال عمومی، نوشیدن مشروبات الکلی در انظار عمومی، گدایی و ولگردی حاکی از عدم توجه به بزهکاری است و موجب می­گردد زمینه برای جرایم مهم­تر فراهم شود.

در واقع می توان گفت ایده­ای ساده اما قدرتمند پشت این ماجرا هست، عادات بد به سرعت منتشر می­شوند، اما رفتارها و عادات خوب، با قدرت و البته به طور پیوسته، می­توانند جایگزین عادات بد شوند. چه اندازه چیزها به دلیل سهل­انگاری و بی­توجهی ما به نشانه­های ابتدایی آن­ها تنزل پیدا می­کنند؟ چقدر پنجره­های شکسته را ما هرروز می­بینیم و بدون توجه یا کمترین تمایل به ترمیم آن­ها از کنارشان می­گذریم؟ 

 



برچسب‌ها: نظریه پنجره های شکسته , عادات بد , بی توجهی به جزییات

تاريخ : | 9:46 AM | نویسنده : داود مرادی |